جلال جلالى زاده
44
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
إجماع مخصص : اتفاق مجتهدان در يكى از عصرها بر اينكه مراد از لفظ بعضى از آن است كه ظاهرش اقتضا مىكند نه همهى افرادش ، مثل نصف بودن مجازات بهتان بر برده با قياس بر نصف مجازات او در زنا . إجماع مركب : آن است كه مجتهدان دربارهى حكم مسألهاى به دو دسته تقسيم مىشوند ؛ گروهى معتقد به حرمت و گروه ديگرى به كراهت آن قائل باشند از مجموع دو قول حرمت و كراهت ، اجماع بر عدم قول بر وجوب يا ندب يا اباحه حاصل مىشود . اگر مجتهد يا مجتهدانى بر وجوب يا ندب يا اباحه آن قائل شوند ، قول سومى كه خارق اجماع است ، حاصل مىشود . إجماع منقول : اجماعى است كه اهل اجماع به آن رسيدهاند و برخى از آنها براى يكى از مجتهدانى كه در مجلس اجماع نبوده نقل مىكند و ثبوت اين اجماع مثل ثبوت خبر واحد است . إجمال : كلامى كه مبهم است و احتمال چند معنا دارد . إحتمال : مراد از آن امكان ذهنى است ، يعنى تصور طرفين آن كافى نيست ، بلكه ذهن در نسبت بين آنها مردد است ، اگر به معناى وهم و جواز باشد ، لازم است و اگر به معناى اقتضا و تضمين باشد ، متعدى است . إحتياط : تعهد : تحفظ ، رعايت ، ثقه ، تثبت . دورى از شبهات و يا مشتبهات از ترس ارتكاب گناه ، مانند روزهى يوم الشك . إحتياط شرعى : اصطلاح اصول اماميه است و مراد از آن لزوم انجام همهى تكليفهاى احتمالى است ، يا دورى از آنها در هنگام شك و ناتوانى در تحصيل حقيقت آن همراه با امكان انجام يا اجتناب از آن است . علماى اصولى آن را حجت نمىدانند . إحسان : يكى از نامهاى مندوب است . خدا را چنان پرستش كن كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى ، او شما را مىبيند . إحصان : پاكدامنى داراى چند معناست : 1 - اسلام ( نساء / 25 ) 2 - آزادى ( نساء / 25 ) 3 - ازدواج ( نساء 24 / ) 4 - پاكدامنى ( نور 4 / )